خیلی وقته مامان نیست .. پنج شنبه شد دوهفته 

این اولین باره که اینهمه از هم دوریم ... ولی بد نشد ...

با اینکه هر روز که بیدار میشم حس میکنم دلم یخ زده از دوریش اما 

نبودنش باعث شد خلاق بشم ...

دخترکی که فقط تو اتاقش بود ، حالا باید خونه رو مرتب نگه داره،همزمان غذا درست کنه ... حواسش به پسرا باشه و ... :)

خوشم اومد از خود ِ قویم ... 

من قدرتو میدونم مامان .. همیشه دونستم 

ولی تو این دوریا هر لحظه واسه بودنت عمرمو نذر میکنم ...