×به کتابام نگاه میکردم و یاد خانومی افتادم که چند هفته پیش تو سالن دانشگاه،نمایشگاه زده بود ..

بهم پیشنهاد کرد به دانشکده معماری ام سر بزنم و کتابای اونورم ببینم .. اما نرفتم ... !

فکر کردم چرا تاحالا هیچ وقت به ساختمون سمت چپ،معماری که چند قدمیم بود نرفتم ؟

یا چرا هیچوقت برعکس مسیر مترو تاکسی سوار نشدم تا جاهای دیگه رو ببینم؟

چرا؟نیاز به تغییر دارم ... 



×تب دارم ،بدنم درد میکنه و وانمود میکنم چیزیم نیست ...

ولی دروغ چرا،وقتی سرما میخورم خیلی غمگین میشم و حس تنهایی مثل یه پیچک دورم میکنه ...



×انقد برف نیومد که یه تم ِ برفی انتخاب کردم و مدام تو گوشیم برف میباره ...



×نامزد ِ یکی از دوستام تو اینستا بهم ریکوئست داد

خب منم به احترام دخترک قبول کردم .. هربار که بحثشون میشه میاد منو بلاک میکنه ...

چون اعتقاد داره وقتی از کسی بدت میاد باید نشونه هاشو محو کنی !!!

و اینبار نوبت من بود که محوش کنم .. 

پسره دکتری داره و خب فقط میخواستم تاکید کنم تحصیلات شعور نمیاره



×بشدت نیاز دارم زبانمو تقویت کنم ولی افسوس که تنبلی میکنم...ونمیدونم از کجا شروع کنم

لطفا در این زمینه بهم پیشنهاد و تجربه ارائه کنید :))