امروز نرفتم دانشگاه..به عبارتی اگه میرفتم تا همین یه ربع پیش باید سرکلاس میبودم .. !


تصمیم گرفتم یه مدت روزنویس بنویسم ... 
رفیق پسر پاییز اینجا رو میخونی؟

یادش بخیر .. اینو از تو دارم ... سال 90 فقط شعر و متنهای زیبا میذاشتم تو وبلاگم
تا وقتی رفیقم گفت وبلاگایی که روزنویسن خیلی جذابن .. 
و خب از اون موقه نطق منم باز شد .. 

از امروز اگه بخوام بگم،
بهتره از دیشب شروع کنم ، دیشب یه دلم افتاد و سری به پیج ِ اینستاش زدم ...
یه کلیپ گذاشته بودوموزیکش مازیار فلاحی ... 
اون میدونه من اونجارو میبینم،پس موزیک مال ِ من بود ...ما همیشه حرفامونو با متن موزیک به هم میگفتیم ..
 حتی مامانم صب که بیدار شد اینو تایید کرد ... حتی میگفت صد بار خواستم بهش ریکوئست بدم ... 



بهترم ... 
دیشب آروم خوابیدم و امروز خوب بود ... 

مامان و بابا دارن فیلم زیر سقف دودی رو میبینن ...
این فیلم دیدنش برای هر خانواده ای میتونه خیلی مفید باشه ...

از وقتی قرار شده من ِ او رضا امیرخانی رو بدم به دخترعمم که بخونش 
خودم حریصانه تر درحال ِ خوندنشم ...
زیباست و تا اینجا برام خیلی  دلنشینه .. !

چندروز پیش یسری از کتابامو بردم و تو کتابخونه ی داداشم چیدم ... ولی سخت پیشمون شدم ..!
شدن بچه هام ... 
شبونه رفتم بغل زدمشون و برگشتن تو بغلم ...