×امروز به شدت دلم هوای وبلاگ و بلاگ خونی داره ...

سرما خوردم و همین بهانه ای شدکه نرم دانشگاه .. ،الان کفش های چوپانیمو پوشیدم ...

رادیاتور اتاقو روشن کردم و دارم از سرما میلرزم!

کمرم درد میکنه و طبق هر سرماخوردگی خیلی حساس و زودرنج شدم 

امروز با هر موزیک غمگینی فرو میرزم و با هیچ کسم میل سخن نیست !


×یه اپلیکیشن به نام pomodoro برای درس خوندن کشف کردم

به این صورته که 25 دقیقه درس میخونی 5 دقیقه استراحت

بعد از 4 تا 25 دقیقه یه استراحت طولانی در نظر میگیره ...که زمانش 15 دقیقست ،که البته همه این زمانها قابل تغییره

 در کل به پیشرفت درسی و انگیزم خیلی کمک میکنه 

شماهم دوست داشتین نصبش کنید!


×شادی نایاب است ..


×دیروز بهم مسیج زد و ناهار دعوتم کرد و با این حال مثل همیشه نبود 

حس میکنم دیگه عادت کرده به این وضعیت و بیتاب نیست!

مدام بغضم میگیره انگار تازه باور کردم همه چی تموم شده و

از سمتی خیلی خوشحالم که بلاخره دارم آزاد و رها میشم از فکر و حس نصفه و نیمش !


×در حال حاضر پدیده ی عشق برام غیرقابل باور ِ .. همچنین معجزه .. و به دنبالش شادی !

حس میکنم در نهایت همه ی خوبی ها به فنا میرن و بدی موندگاره !


×ماهیم بلاخره تصمیمِ شو گرفت و مــُـــرد !


×چونان ماهی در تنگ تنگی عمرم بر آب است ....


×یه مقاله خوندم و نوشته بود بعد از تموم شدن رابطه دیگه سعی کنید دوست واقعی برای اون آدم نباشید...

نوشته بود گریه کنید ...

خودم اصرار داشتم برای تموم شدن .. دوست نبودن ... 

اما دلم گرفته!


×گرچه این دلبستگی های زمینی خوب نیست

اتفاق است و می اُفتد ، دل که سنگ و چوب نیست


×از تابستون و پاییز میترسیدم اما اینبار بهار از همه ی فصل ها وحشتناک تره 

ذاتش سبز شدنه .. روییدنه و من هیچ جون و حسی که ندارم هیچ خموده و پژمرده دارم روزها رو پیش میرم ...


×برام هیچ اهمیتی نداره که ترک بشم ...

چه از سمت آدم های آشنا .. چه مجازی ... 


×من آن ستاره ی شب زنده دار نامیدم ....


×دیروز بخاطر روز جوان یه شاخه گل میخک بهم دادن ..، یکم راه رفتم ساقشو کوتاه کردم و گذاشتمش تو کیفم تابرسم خونه و 

بزارمش تو آب ...

امروز لاشه ی له شدشو از کیفم بیرون کشیدم !

این پری همونه که با باز شدن غنچه ی گل بغض میکرد و شب ها با شمعدانی ها به درد دل مینشست !


×ای رفته تا دور دستان آنجا بگو با کدامین ستاره است ؟


×دیگه هیچ رفتنی قبلمو آزرده نمیکنه 

کوله بارشون رو محکم میبندم و راهی میشن !


×به قول مادربزگ دوستم

خرای مردم میرسن به ما اسب میشن 

ما اسبا میریم خر مردم میشیم ....

خیلی پر مغزه ... سال ها بهش ک کردم و امروز میبینم اصل زندگی همینه ...


×به منچه کی چه دردی داره ... شب از خواب و زندگی و زمانت میذاری تا دلی اروم بگیره و درنهایت 

همه ی دق دلیشونو سرم خالی میکنن ....


×خوبی پرده کرکره اینه که همیشه اتاق شبه!


×همین!